close
تبلیغات در اینترنت
فیسبوک
loading...

فاحشه خیابانی

رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی ؟ گفت : بفروشم که چی ؟ تا دیروز می فروختم که با پولش آبجی مو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و…

17

رفتم نشستم کنارش گفتم :

برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی ؟

گفت : بفروشم که چی ؟ تا دیروز می فروختم که با پولش

آبجی مو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد ،

با گریه گفت : تو می خواستی گـُل بخری ؟

گفتم : بخرم که چی ؟ تا دیروز می خریدم برای عشقم

امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...! اشکاشو که پاک کرد

یه گـل بهم داد گفت :بگیر باید از نو شروع کرد

تو بدون عشقت ، من بدون خواهرم .. ♥


17

faheshe بازديد : 45 جمعه 13 ارديبهشت 1392 زمان : نظرات ()
تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لارجر باکس
  • مکمل بدنسازی
  • آرشيو
  • 1395
  • 1392
  • کدهاي اختصاصي
    Online User